تبلیغات
شازده نوشت - فاصله................
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

()

 

دل نوشته

 

        

 

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید.

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد.

مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : هی، چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟

مجنون به خود آمد و گفت :

من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم

تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم ؟

 

 

 

 



نوشته شده توسط :شاهزاده
دوشنبه 11 بهمن 1389-00:00